فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

52

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مكتب سر خط ستاند ، قلم تيغش بر سر اعدا خطّ قضا راند . مدارسهء كتاب مجيدش به سورة النّجم رسيده كه به سورت نجم ثاقب اقبال شياطين اعدا را در دايرهء « 1 » ( 29 - پ ) رجم و نكال كشيده ، صاحب اقبالى كه اگر صبحگاه فلك از دايرهء طاعتش پاى بيرون نهد ، هنگام شام همچو خورشيد سر خود را جدا « 2 » بيند و شفق سان در ميان خون نشيند ، و اگر صبح به خلاف او دم زند و دست از آستين برآورد ، نفس دلكش نكشد « 3 » و روز « 4 » خوش نبيند . آفتاب اگر با او برآيد ، در مغرب افول به سر در آيد و ماه اگر در مصافش علم بر افرازد ، پيش تيغش سپر بيندازد . ابيات « 5 » تعالى اللّه ازين فرخنده اقبال * كه بختش خادم است و بنده اقبال اگر چه دولتى « 6 » بسيار تيزست * بقايش تا به روز رستخيزست چو اين دولت به شمشير ايستاده * كليد تيغ اين در بر گشاده به تيزى همچو شمشيرست قايم * غلاف آمن ، حِرز اوست دايم ازين دولت كسى كو سر كشيده * به فرمان خدا فرقش بريده هر شعبهء خلاف غدّارى كه همچو خوار « 7 » بوار از شوره‌زار ادبار سركشد ، عروق او را از زمين فتنه بر خواهد انداخت و نهال برومند دولتش همچو شاخ سر افراز طوبى روى جهان را گلشن جنان خواهد ساخت . هر مخالف كه بار جان « 8 » بر پشت بدنش گران و به خون خود عطشان است ، گو « 9 » پيش آى كه سبك روحان معركهء اين دولت را آب تيغ در جويبار كف روان است . با آن مدبر كه او را آرزوى مرگ است ، بگو كه شاخ تيغ با ساز و برگ است ( 30 - ر ) و هر كه را سر خلاف است ، تيغ تيز مجرّد از « 10 » غلاف است .

--> ( 1 ) . K : وادى ( 2 ) . P : درا ( 3 ) . F : نزند ؛ كه به « نكشد » تصحيح شده است ( 4 ) . P : روى ( 5 ) . P : شعر ( 6 ) . F : دولت ( 7 ) . P : خوبوار ؛ K : خار ( 8 ) . P : جاف ( 9 ) . P : كه ( 10 ) . P : در